X
سوتی وشوخی از چت رووم پــــــــــــچ پــــــــــــچ - دل من

دل من
ســــــــــلام به همه بروبچه های باحال چت روم پچ پچ
نويسندگان
  نام کاربري:  
   رمز عبور:
  نام کاربري:  
   رمز عبور:
جدیدترین مطالب



تولدت مبارک،خوش اومدی ستاره


اگرچه ازراه دورهیچ فایده ای نداره


شمعهاروروشن کن وبه جام دوتاروفوت کن


نمیشه پیشت باشم فقط برام سکوت کن


تواین روزطلایی نگوکمی غم داری


بدون که دیوونه ای به نام (…) جون داری


تولدت مبارک ---> hani.HB




برچسب‌ها:

ادامه مطلب
[ 20 ارديبهشت 1391 ] [ 04:36 ] [ hani.HB ]
گفتمش دل میخری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو، تنهابخند،خنده کرد و دل زدستانم ربود تابه خود بازآمدم او رفته بود،دل زدستش روی خاک افتاده بود، جای پایش روی دل جا مانده بود...


برچسب‌ها:
[ 19 ارديبهشت 1391 ] [ 22:34 ] [ hani.HB ]
بازیچه دست یاربودن عشق است، درپنجه غم،شکار بودن عشق است،در محکمه ای که یار باشدقاضی!محکوم طناب داربودن، عشق است...
برچسب‌ها:
[ 19 ارديبهشت 1391 ] [ 22:27 ] [ hani.HB ]
لره دم مرگ به پسرش میگه من که مردم،به همه بگوکه بابام ایدز داشت،هم مرض با کلاسیه هم هیچ کس دوروبر ننت نمیره..!
برچسب‌ها:
[ 19 ارديبهشت 1391 ] [ 22:19 ] [ hani.HB ]
لره تو اتوبوس میگوزه میندازنش پایین .میگه:واقعا مردم اعصاب ندارنا!



برچسب‌ها:
[ 19 ارديبهشت 1391 ] [ 22:15 ] [ hani.HB ]
مادر بزرگم می گه: یه ذره آب میاری؟ می گم: تشنته؟ می گه: په نه په! می خوام آب بازی کنم! می گم: مادر بزرگ مگه شما هم اینترنت می ری؟ می گه: په نه په! فقط تو بلدی!
برچسب‌ها:
[ 19 ارديبهشت 1391 ] [ 22:12 ] [ hani.HB ]
درد دل با دل. . .

چرا دنیا پر از حادثه های وارونست؟؟؟

عاشق کسی میشی که عاشقی نمیدونه !!!

من به دنبال تو و تو به دنبال کس دیگه . . .

هیچ کدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمیگه. . .

من واسه چشمای نازنین تو یه دیوونم,

من دوست دارم. . .

من دوست دارم ولی علتشو نمیدونم. . .

حالا که میخوای بری. . .

حالا که میخوای بری بذار نگاهت بکنم

چون یه بار دیگه میخوام این دلو ساکت بکنم!!!

یه چیزی فقط بذار. . .

یه چیزی فقط بذار روز تولدت هدیمو بیارم بدم دست خودت. . .

ادما فکر میکنن که شاعرا خیلی غم دارن,

کاش فقط این بود اونا خیلی کسارو کم دارن. . .

عاشق کسی میشن که عاشقاش فراوونه,

بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه. . .

اونی که دوست داری چرا تورو دوست نداره؟؟؟

شایدم دوست داره ولی به روش نمیاره. . .


 
هی دل من غصه نخور میگذره ....


برچسب‌ها: ,
[ 20 آذر 1390 ] [ 03:52 ] [ hani.HB ]


یکی بود یکی نبود


یک مرد بود که تنها بود

یک زن بود که او هم تنها بود

زن به آب رودخانه نگاه می کرد و غمگین بود

مرد به آسمان نگاه می کرد و غمگین بود

خدا غم آنها رو میدید و غمگین بود

خدا گفت:

شما را دوست دارم

پس همدیگر را دوست بدارید

و با هم مهربان باشید

مرد سرش را پایین آورد

مرد به آب رودخانه نگاه کرد و در آب زن را دید

زن به آب رودخانه نگاه میکرد، مرد را دید

خدا به آنها مهربانی بخشید و آنها خوشحال شدند

خدا خوشحال شد و از آسمان باران بارید

مرد دستهایش را بالای سر زن گفت تا خیس نشود

زن خندید

خدا به مرد گفت:

به دستهای تو قدرت میدهم تا خانه ای بسازی

و هر دو در آن زندگی کنید

مرد زیر باران خیس شده بود

زن دستهایش را بالای سر مرد گرفت مرد خندید

خدا به زن گفت:

به دستهای تو همه زیبائیها را می بخشم

تا خانه ای که او می سازد، زیبا کنی

مرد خانه ای ساخت و زن خانه را گرم کرد، آنها خوشحال بودند

آنها خوشحال بودند

خدا خوشحال بود

یک روز، زن پرنده ای را دید که به جوجه هایش

غذا می داد. دستهایش را به سوی آسمان

بلند کرد تا پرنده میان دستهایش بنشیند

اما پرنده نیامد،،،پرواز کرد و رفت

و دستهای زن رو به آسمان ماند. مرد او را دید

کنارش نشست و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد

خدا دستهای آنها را دید که از مهربانی لبریز بود

فرشته ها در گوش هم پچ پچی کردند و خندیدند

خدا خندید و زمین سبز شد

خدا گفت:

از بهشت شاخه ای گل به شما خواهم داد

فرشته ها شاخه ی گلی به دست مرد دادند

مرد گل را به دست زن داد

و زن آن را در خاک کاشت

خاک خوشبو شد

پس از آن کودکی متولد شد که گریه میکرد

زن اشکهای کودک را می دید و غمگین بود

فرشته ها به او آموختند که چگونه

طفل را در آغوش بگیرد و از شیره ی جانش به او بنوشاند

مرد زن را دید که می خندد، کودکش را دید که شیر می نوشد

به زمین نشست و پیشانی بر خاک گذاشت

خدا شوق مرد را دید و خندید

وقتی خدا خندید

پرنده بازگشت و بر شانه مرد نشست

خدا گفت:

با کودک خود مهربان باشید تا مهربانی را بیاموزد

راست بگویید تا راستگو باشد

گل و آسمان و رود را به او نشان دهید تا همیشه به یاد من باشد

روزهای آفتابی و بارانی از پی هم گذشت

زمین پر شد از گلهای رنگارنگ ولابلای گلها

پر شد از بچه هایی که شاد دنبال هم میدویدند

خدا همه چیز و همه جا را می دید

می دید که زیر باران مردی دستهایش را بالای سر

زنی گرفته است، تا خیس نشود

زنی را دید که در گوشه ای از خاک

با هزاران امید شاخه گلی می کارد

دستهای بسیاری را دید که به سوی آسمان بلند شده اند

و پرنده های که...

خدا خوشحال بود

چون دیگر

غیر از او هیچ کس تنها نبود




برچسب‌ها:
[ 20 آذر 1390 ] [ 03:37 ] [ hani.HB ]

درباره وبلاگ

با سلام خدمت همه دوستان و عزیزان ومهربانان وهمچنین خیر مقدم دارم به تمامی دوستان چه از پچ پچیا وچه غیر پچ پچ .ما این وبلاگ و با هدف شوخی و خنده ودیدن فیلم وعکس هایی از چت کردن پچ پچیا ومروری در خاطرات و دعواها ودوستی ها وسوتی دادن و سوتی گرفتن وغیره ...اماده کردیم .در همینجا از کسانی که با نظرات والطافشون به ما محبت دارن تشکر میکنم .شاد باشید hani.HB .. ((از دوستان پچ پچی اگر کسی تمایل به همکاری ودرج مطلالب در این وبلاگ و دارن میتونن از طریق تماس با ما در ابتدای صفخه پیغام بگذارند با معرفی خود))اولوییت با دوستان نزدیک در چت رووم میباشد...موفق باشید
موضوعات
مطالب پر بازدید
آمار وامکانات وب
بازديد امروز : 11
افراد آنلاين : 1
ورودي گوگل امروز:
ورودي ديتا ياب امروز :
بازديد ديروز : 75
ورودي گوگل ديروز :
ورودي ديتاياب ديروز :
بازديد ماه : 152
بازديد سال : 7384
کل بازديدها : 7384
مجموع اعضا :
تعداد مطالب : 44
تعداد نظرات :

0.04243707656860351562
0.00000000000000000000